Body of Lies Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دانشگاه تهران (روز گذشته )
سه شنبه 2 خرداد ماه سال 1385


سه شنبه 2 خرداد ماه سال 1385

بیانیه جمعی از فعالان دانشجویی پلی تکنیک در اعتراض به تعرض نهادهای غیردانشگاهی به فضای دانشگاه و تشکل های دانشجویی 

 

چندی است که نهادهای فراقانونی و شبه نظامی سلطه شوم خود را بر دانشگاه و دانشگاهیان گسترده تر از پیش نموده اند. حرکتی که با حمایت و پشتیبانی و گاه هدایت مسئولین امر که بایستی حافظ حقوق دانشجویان باشند، همراه شده است. گروه های فشار داخل دانشگاه هر روز بیش از پیش در نقض حقوق بدیهی دانشجویان بی پرواتر می شوند و صد عجب که حرکات فاشیستی شان با آغوش باز از سوی مدیریت مورد استقبال قرار می گیرد. پس از کسب تمامی کرسی های قدرت با ابزار زور و زر و تزویر، حال دندان برای از میان برکندن نهادهای مدنی و تشکل های دانشجویی و پیشرو تیز کرده اند. گمان برده اند که این ملک و ممکلت میراث جاودانه شان است که هر آن چه می خواهند می توانند بر سر آن و بر سر مردمانش بیاورند. در پلی تکنیک نیز اندک اندک نقاب تزویرشان بر کنار می رود. اردوهای دانشجویی بی هیچ وجه موجهی دچار وقفه و مشکل می شود، کرور کرور دانشجویان به مسلخ کمیته های انضباطی و بیدادگاه های قوه قضاییه فرستاده می شوند، با تصمیمات ایدئولوژیک نوع پوشش و آرایشی خاص را به دانشجویان تحمیل می کنند، نشریات دانشجویی را توقیف و توبیخ می کنند و هزاران هزار مورد دیگر از نقض حقوق اساسی فرزندان این مرز و بوم. ماده استبداد در دماغ ایشان چندان متمکن شده که دیگر باکی از بی اعتنایی به خلق ندارند، باده قدرت به حرمت نمی نوشند و جامه زعامت به قامت نمی برند. کار بدان جا رسیده که بی شرمانه تریبون آزاد دانشجویان زخم خورده از نهادهای فاشیستی شان را معرض تاخت و تاز و آشوب و بلوا قرار می دهند.

و اکنون در راستای اقدامات فوق الذکر به سراغ تنها تشکل دموکراتیک و دانشجویی باقی مانده در دست عموم دانشجویان، انجمن اسلامی، آمده اند. به خیال خامشان این جا هم انتخابات مجلس و ریاست جمهوری است که با تند نشستن، جریده بستن، قلم شکستن و هیاهو و خفه کردن صدای مخالفان به سرمنزل مقصود برسند.

امضا کنندگان این بیانیه موارد زیر را در این خصوص اعلام می دارند:

1- بسیج و دیگر نهادهای شبه نظامی داخل دانشگاه هیچ گونه پشتوانه دانشجویی نداشته و حضورشان در سطح دانشگاه غیرقانونی است. نهاد های شبه نظامی که جیره و مواجب بگیر فرماندهان بیرون دانشگاه هستند، به هیچ وجه در جایگاهی قرار ندارند که بخواهند برای عموم دانشجویان تعیین تکلیف نموده و در کار تشکل های دانشجویی اخلال ایجاد نمایند. به این نهادها هشدار می دهیم در صورت ادامه روند کنونی به رسم همیشگی پلی تکنیک با واکنش شدید دانشجویان مواجه خواهند شد.

2- مدیریت دانشگاه بداند اگر چه امروز پشتش از بیرون به دولتی عوام فریب و عوام زده و از درون دانشگاه مشتی پیادگان  خوان قدرت گرم است، اما هنوز آن قدر فضای دانشگاه ها مرده نشده که بخواهد به فراخور ایام به هر جایی تجاوز کند. انجمن اسلامی دانشجویان اعتبار و مشروعیت خود را از مدیریت و نهادهای دولتی نگرفته است که بخواهد با به رسمیت شناخته نشدن از سوی این افراد جلوی فعالیت هایش سدی ایجاد گردد. انجمن پلی تکنیک نهادی دانشجویی است و تمام اعتبار و هویت آن از سوی دانشجویان رقم زده می شود. به اعتقاد ما مدیریت دانشگاه بایستی از سوی دانشجویان و دانشگاهیان مورد تایید یا رد قرار گیرد و نه بالعکس. 

 

 

عباس حکیم زاده_ بیژن پوریوسفی_ نصرا... کشاورز_ علی عزیزی_ فرهاد نوری_ ابراهیم رحمانی_ فراز دیرمینا_ احسان منصوری _ بهزاد حیدری_ مسعود دهقان_ علی کمیجانی


سه شنبه 2 خرداد ماه سال 1385

دانشگاه پادگان نیست!

دانشگاه تهران که زمانی خاستگاه و پرچمدار مبارزات آزادی خواهانه و اعتراضی دانشجویان و مردم ایران بوده، اکنون در پی تغییر ریاست و مسئولین دانشگاه از شش ماه گذشته تاکنون شاهد موج وسیع تغییرات غیر دموکراتیک و ضد دانشجویی بوده است که منجر به حاکم شدن فضای پلیسی و نظامی بر دانشگاه گردیده به نحوی که اکنون دانشجویان از ابتدایی ترین حقوق صنفی و اجتماعی خود محروم گردیده اند.

از جمله این اقدامات و تحرکات می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- حاکم شدن فضای پادگانی بر دانشگاه از طریق تبدیل انتظامات به ارگان امنیتی و پلیسی به اشکال مختلفی نظیر:

- کنترل شدید عبور و مرور دانشجویان و برخوردهای توهین آمیز هنگام بازددی کارت دانشجویی

- برخورد غیر قانونی با نوع پوشش دختران دانشجو به صورت وقیحانه و شرم آور

- برخورد غیرمعقول و خشن عوامل حراست با دانشجویان که در یک مورد به شکستن دست یک دانشجو در مقابل دانشکده علوم اجتماعی منجر گردیده است. (با استفاده وحشیانه از یک میله فلزی)

2- اوج گیری موج جدید برخورد با فعالین دانشجویی از طریق اخراج، تهدید، اخذ تعهد نامه و احضار به کمیته انظباطی و ..

3- بی کفایتی ریاست دانشگاه در اداره دانشگاه و انتصاب مدیران نالایق

4- دخالت گسترده مسئولین دانشگاه در نهادهای دانشجویی و ندادن مجوز به تشکل ها و برنامه های دانشجویی

5- شرایط نامناسب خوابگاه های دانشجویی از نظر وضعیت عمومی و بهداشتی و ایجاد اختلال در آسایش دانشجویان به وسیله گشت های موتوری در کوی دانشگاه و دخالت های بی جای حراست در امور شخصی و جمعی دانشجویان نظیر سختگیری بی مورد در پذیرش مهمانان، بسته شدن درب خوابگاه های دختران در ساعت 5/8 و خوابگاه های پسران در ساعت 11 شب

6- وضعیت اسفناک تغذیه دانشجویان در سلف ها

با توجه به این که اقدامات غیر دموکراتیک و ضد دانشجویی فوق اعتراض و نارضایتی عموم دانشجویان را به همراه داشته است، خواستار تحقق فوری خواسته های زیر می باشیم.

1- استعفای ریاست دانشگاه و مقامات انتصابی که با بی کفایتی باعث ایجاد التهاب و تنش در فضای دانشگاه شده اند.

2- لغو کلیه اقدامات و تغییرات صورت گرفته توسط حراست دانشگاه از قبیل کنترل شدید و غیرمعمول کارت های دانشجویی و پوشش دختران و ...

3- توقف فوری روند برخورد غیرقانونی با فعالین دانشجویی و عذر خواهی رسمی مسئولین حراست و دانشگاه جهت برخوردهای فیزیکی، خشن و هتاکانه عوامل حراست با دانشجویان

4- به رسمیت شناختن تشکل های مستقل دانشجویی، عدم دخالت مسئولین در نهادهای دانشگاه و لغو هر گونه محدودیت جهت صدور مجوز مراسم دانشجویی اعم از فرهنگی، صنفی و یا سیاسی

5- سامان دادن به امور خوابگاه ها و تغذیه دانشجویان و لغو محدودیت های بی مورد در زمینه عبور و پذیرش مهمان (می توان از بودجه وسیعی که صرف امور حراست و انتظامات می گردد، اندکی هم برای حل مسائل رفاهی دانشجویان استفاده کرد)

و اینک در راستای مطالبه ساده ترین حقوق خویش و دفاع از ابتدایی ترین آزادی های خود از عموم دانشجویان خواستاریم که در تجمعی که در روز دوشنبه 1 خرداد راس ساعت 30/12 در مقابل دانشکده فنی دانشگاه تهران برگزار می گردد، شرکت نمایند و بار دیگر لرزه بر پشت مستبدین اندازند.

                                                                                                                    جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران


سه شنبه 2 خرداد ماه سال 1385
تایید خبر اخراج کارگران شرکت ایران خودرو
در پی انتشار خبراخراج دهها نفر از کارگران اعتصابی شرکت ایران خودرو در هفته های گذشته  توسط جمعی از کارگران این شرکت سرانجام مدیریت ایران خودرو اخراج  کارگران اعتصابی را تائید کرداصغر دانشیان معاونت منابع انسانی  که هفته گذشته برای گفتگو در میان کارگران حاضر شده بود در پی اعتراض و سوالات کارگران رسما این خبر که دهها نفر از کارگران اعتصابی اخراج شده اند را تائید و آنها را عامل خسارت وارد ه به شرکت در اثراین اعتصاب  اعلام کرد. ما عین متن سخنرانی دانشیان را که در نشریه کار آمد نشریه داخلی این شرکت به چاپ رسیده را جهت اطلاع و آگاهی کارگران  و هم میهنان عزیز می رسانیمجمعی از کارگران ایران خودرو84/2/29

سه شنبه 2 خرداد ماه سال 1385
نامه ی پیمان پیران خطاب به علی افشاری
 
آقای افشاری ـ چند روزی بیشتر نیست که از زندان آزاد شده‌ام و در این مدت اخبار و حوادث دو سالی که از آنها دور بودم را مرور می‌کردم در بین تمامی این اخبار خصوصاً وقایع دانشجویی، مسئله رفتن تو به خارج از ایران و کنگرة آمریکا که نصفه و نیمه خبرش به داخل زندان هم رسیده بود، جلب توجه می‌کرد. همینطور گفته‌هایی در هم و برهم در مورد وضعیت منطقه و چنگ اندازیهای آمریکا به خاورمیانه نمود بیشتری داشت.

در این چند روز نوشته‌های زیادی هم در این باره به دستم رسید. اما وفور پرداختن به مسائلی این چنین خصوصاً در رابطه با عملکرد تو به عنوان یکی از فعالین سابق دانشجویی را نمی‌توان به عذر «بی اهمیت» بودن از نظر دور داشت به همین خاطر من نیز به نوبة خود دست به قلم بردم و این چند سطر را برایت نوشتم، واقعیت این است: سال هشتاد آن زمانی که در برابر دوربین‌های تلوزیون ظاهر شدی و به شکلی باور نکردنی مطالبی دربارة حمایت نیروهای خارجی از برخی حرکتهای دانشجویی! ایران به زبان آوردی، من که شنوندة آن حرفها بودم از نفرت به کسانی که یک زندانی سیاسی را وادار به اعترافات دروغین و تخریب حرکتهای اصیل دانشجویی می‌کنند، لبریز بودم.
اما اکنون پس از گذشت چند سال، عملکرد خود تو، مرا و بسیاری دیگر را واداشته است که به عقب برگردیم و آن گفته‌ها را از نو، با تأملی بیشتر مرور کنیم و به حرفهایی که آنروز به زبان می‌آوردی جدی تر فکر کنیم، زیرا از قدیم گفته‌اند آدمها با حرف خود ممکن است دروغ بگویند ولی با عمل خود نمی‌توانند دروغ بگویند و من با آن که هنوز امیدوارم گفته‌های آن روز صحت نداشته باشد، اما همچنان اعتقاد دارم این عملکرد آدمهاست که بهتر از حرفهایشان نشان می‌دهد ماهیت واقعی‌‌شان چیست.
البته من تو را آدمی نمی‌دانم که در راه خلاف مصالح مردم خود قدم بردارد، بنابراین رفتن تو به کنگرة آمریکا و صحبت بر سر مسائل داخلی ایران را ناشی از غفلت و ناآگاهی می‌دانم. اما بدیهی است بسیاری از آنها که طی این روزها سعی کرده‌اند این رویکرد را توجیه کنند ، قبح آن را بزدایند و آن را در نظر افکار عمومی جا بیاندازند، به اندازه تو پاک و ناآگاه نیستند و کارنامة پرمایة آنها در نظر مردم آشکار است.

سی و اندی سال پیش در همین جامعه‌ای که امروز، مشتی قدرت طلب مذهبی آنرا به آستانة سقوط کشانیده‌اند و هر روز آن را با خطر و بحران تازه‌ای روبرو می‌سازند، اتومبیل حامل نیکسون رئیس جمهور آمریکا و شاه و کاروان امنیتی آنها در اتوبان پارک وی در مجاورت کوی دانشگاه تهران مورد حمله دانشجویان دانشگاه تهران قرار می‌گرفت و متوقف می‌شد و این ماجرا مانند بمبی در دنیای آن روز صدا می‌کرد و الهام بخش دیگر حرکتهای دموکراتیک جهان بود.

اما امروز توهم و انفعال ، کار را به جایی رسانیده که نمایندگان سابق دانشجویان ایرانی! آشکارا به پابوسی نمایندگان سیاسی سرمایه‌داری در کنگرة آمریکا می‌روند.ضرورتاً باید بگویم از مقایسه نمایندگان دانشجویی سه دهة پیش با برخی از آنها در جامعة امروز هر کسی ناخواسته از خود می‌پرسد ما را چه شده است؟! دوره‌ای که فضای غالب در دانشگاهها فضای عدالت طلبی و آرمان خواهی و اتکاء به نیروی خود و خوش بینی نسبت به آیندة مبارزه بود، دوره‌ای که گروهها و احزاب دموکراتیک ، تشکیلات خود را کاملاً از بدنة دانشجویی کشور جذب می‌کردند و تکیه و تأکیدشان بر الگوهای مبارزات مردمی و حرکت از پائین، آن چنانکه در آمریکای لاتین ، آفریقا و آسیای جنوب شرقی جریان داشت، و دوره‌ای که همان دانشجویان دسته ـ دسته با شعار نفی نظام طبقاتی و مبارزه با فواصل خونین فقر و ثروت در دادگاههای نظامی و انقلاب در دهة 60 به جوخه‌های اعدام سپرده می‌شدند و به بقیه مردم درس مبارزه و مقاومت در برابر ظلم را می‌دادند، حالا به جای همه آنان کسانی پا به میدان گذارده‌اند که تحت تأثیر تبلیغات بچگانه امپریالیسم فرهنگی دو دهة گذشته، چشم اعتماد به کیاست قدرتهای امپریالیستی دوخته‌اند و قویاً هم انتظار دارند بیگانه پا پیــش گذارده و مسـائل این مملکت را آن هم با قرص‌های خوراکی نفی خشونت (!) و کلاسهای مضحک آموزش دموکراسی! و کیک 75 میلیون دلاری حل کنند.


حقیقتاً با اینکه دو سال از زندگی‌ام رادرون زندان گذرانده و در بین مردم نبوده‌ام و با اتفاقاتی که در چند وقت گذشته افتاده به نظرم می‌رسد حتی مردم عادی از جریانهای عقیم به ظاهر روشنفکری ـ دانشجویی جلوترند و همانطور که حنای اصلاح طلبان داخلی در برابر آنها رنگی ندارد و به حکم تجربة گذشته و خرد جمعی‌اشان، به خیر هیچ بیگانه‌ای هم امید ندارند، راه رشد و تکامل‌شان را نه در همراهی با تندروان مذهبی جستجو می‌کنند و نه با لیبرال‌های ورشکسته‌ای که آشکارا در پی دفاع از منافع یکی از دو طرف قدرت هستند.
صحبت من با تو و دیگرانی که این راه را برگزیده‌اند ، این است که بیائید و نتیجة حرکات اخیر خود را در میان تودة عادی مردم پی جوئی کنید و در این روزگاری که بلا از زمین و زمان بر سر این مملکت می‌بارد و عملاً با انحطاط تدریجی کلیت جامعه هم مواجه شده‌ایم همراه با همه نیروهای مردمی دیگر علیه جنگ و بحران و بی عدالتی بایستیم. واضح است که مردم ناگزیرند برای حفظ هر آنچه که می‌توان از نو ساخت، در برابر توطئه‌های مختلفی که هر روز علیه آنها می‌شود عکس العمل نشان دهند و روشن است که به تفکری نو برخواسته از مبارزات خودجوش و دموکراتیک و بیداری و مقاومت نیاز دارند.
این مقاومت و آگاهی اجتماعی هر روز تحت تأثیر شرایط عینی، بیشتر و بیشتر رشد می‌کند.
و اگر در چنین جامعه‌ای قرار بر دگرگونی وضع موجود باشد، این دگرگونی و تحول اجتماعی تنها از پائین و از بین همین مردم امکانپذیر است.
ضرورت و تجربه تاریخی به وضوح گویای این مسئله است که هر تفکری مبنی بر تغییر در سیاست‌های حاکم و جنبه‌های حیات اجتماعی بدون حضور و مشارکت مردم و یا قرار گرفتن در صف یکی از دو طرف قدرت داخلی و خارجی به معنای پشت کردن به منافع جمعی همین مردم زجر دیده است.
جای تو در میان همین مردم است و نه در صف پر زرق و برق دو سوی قدرت.

پیمان پیران
1/2/1385

<<    1      2      3      4      5      6    >>
عناوین آخرین یادداشت ها

آبان 1385
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
آرشیو
موضوع بندی
تعداد بازدیدکنندگان : 49760



Powered by BlogSky.com