Body of Lies Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
آزادی عابد و یاشار
چهارشنبه 21 تیر ماه سال 1385

به همه رفقا ـ آزادی عابد و یاشار را تبریک می گویم .

روز گذشته عابد از پل سید خندان خبر آزادی خود را به همه رفقایی که

جلوی زندان تجمع کرده بودند ـ داد .

یاشار هم امروز ساعت ۳۰/۱۱ با  (چشمهای بسته) توسط نیروهای امنیتی

 در میدان فلسطین رها شد و هم اکنون نزد خانواده اش است . 


سروده ای از سعید سلطان پور ـ از مجموعه ( صدای میرا ) ۱۳۴۷-۱۳۴۰
جمعه 16 تیر ماه سال 1385

(ای تمام مردمان شهر)

ای تمام مردمان شهر

کاش از گلبرگ پاک چشمتان شبنم نمی روئید

کاش از خاموشی لب هایتان وحشت نمی بارید

کاش نام مرغ دلهاتان کبوتر بود

و می آغازید پروازی به سوی چشمه خورشید

و می افرازید چتر بالهایش را از فراز قله مهتاب

و میان فاصله های ستاره ها شناور بود

ژاله بار نغمه هایش را به شط بادها می ریخت

اختران پنجه هایش را به دشت آسمان می سوخت

در طلوع کشتزاران سپیده شستشو می کرد

کاش مردی از میان مردمان شهر بر می خاست

در دل شبهای توفانی

شعله ی خورشید ها را جستجو می کرد

شعله خورشید های منتظری ـ پنهان

چشم ها در انتظار روشنی ـ گریان

آه ... کی خواهد شکفتن شعله ها نا گاه

مرزها کی در طلوع نور خواهد مرد

کی دود آوازهامان بر فراز ماه

ای تمام مردمان شهر

چشمتان گلبرگ یاس و اشکتان شبنم

شبنم گلبرگ هاتان برق خورشید است

قلب های پاکتان آواز می خواند

شب پر از موسیقی رنگین امید است .   

 


برای برادر و خواهر کوچکم !    (1)
جمعه 9 تیر ماه سال 1385

جامعه ما پر از بی عدالتی است . در جامعه ما فقر هست – ثروت هست . بیکاری و گرسنگی هست . آیا تا حالا از خود پرسیده اید که چرا در شهر ما این همه گدا وجود دارد یا « اصلا چرا باید عده ای از راه گدایی زندگی کنند ؟» در کوچه و خیابان کودکان و نوجوانان پرشماری – با چشمان از حدقه در آمده و اندام لاغر و فرتوت می بینیم که کیسه های از زباله و مواد دور ریختنی را حمل می کنند . کیسه هایی که همیشه چندین برابر وزن خودشان است . در شهر که قدم بزنیم و با دقت بیشتری به اطرافمان نگاه کنیم جوانهای معتادی را می بینیم که در گوشه و کنار افتاده اند . آیا تاکنون از خود پرسیده اید که چرا باید جوانها معتاد شوند ؟ بعضی ها می گویند : « اینها خودشان می خواهند که معتاد شوند » به نظر شما این جواب درست است ؟ چطور یک انسان خوشش می آید که توی گند و کثافت زندگی کند ؟!

می بینید که مردم یک محله در ساختمانهای چند طبقه و زیبا زندگی می کنند . کوچه های این محل آسفالت شده است – بیشتر مردم این محل اتومبیل دارند . بچه های این محل لباسهای خوب می پوشند و غذای خوب می خورند .- خوب تفریح می کنند و کار هم نمی کنند . اغلب صدای موزیکهای عجیب و غریب از توی خانه ها و ماشینهایشان می شنوید . محله دیگری را می بینید که مردم آن توی خانه های زشت و بد ترکیب زندگی می کنند . خانه هایشان بیشتر مخروبه است و بعضی جاها حتی و آب و برق هم ندارند . کوچه های این محل پر از کثافت است – مردم این محل صبح و تا شب کار می کنند ( بهتر بگویم جان می کنند ) اما باز زندگی اشان بهتر نمی شود . دراین محله روزی نیست که دعوایی نشود .بچه ها تو خاک و خل بازی می کنند . آیا تا حالا از خود پرسیده اید که چرا عده ای از مردم همه چیز داشته باشند و عده ای مثل حیوان زندگی بکنند و هیچ چیز نداشته باشند ؟ به نظر شما – آنهایی که می گویند خدا می خواهد که عده ای خوب زندگی بکنند و یک عده از همه چیز محروم باشند درست می گویند ؟ به عقیده شما این درست است که می گویند بعضی از آدمها ذاتا خوبند و بعضی ها ذاتا بدند ؟

آیا این درست است که برخی از آدمها چون توانایی حل مشکلات و معضلات روزمره خودشان را ندارند – همه آن مشکلات را منتصب به خدا می کنند و یا حل آنها را به خدا وا می گذارند ؟ در جامعه ما آدمهایی هستند که خودشان کار نمی کنند و از دسترنج دیگران زندگی می کنند . در واقع مفتخورند – مثل کارخانه دارها که به آنها سرمایه دار و کارفرما هم می گویند – مثل حاجی بازاری ها که شکمهای بزرگی دارند و دائم تو مسجد و بازار پلاسند . آیا کار نکردن و مفتخوری درست است ؟ اصلا چرا باید در جامعه عده ای باشند که کار نکنند و از حاصل زحمت دیگران استفاده بکنند ؟

کافی است که توی کوچه و خیابان – بازار و خانه و مدرسه- هر کجا که می روید – با دقت به پیرامون خود نگاه کنیم – کافی است که درباره چیزهایی که می شنوید یا می بینید فکر کنید و از خود بپرسید : « چرا اینطور است ؟» یا چرا باید اینجور باشد ؟ و ... بله – کافی است درباره آنچه که می بینیم و می شنویم فکر کنیم . می بینیم که برایمان صدها سئوال پیش می آید . مثلا :

1-       چرا در شهر آنقدر مدرسه ای دولتی کم است که بچه ها مجبورند نصف روز درس بخوانند و چرا در یک کلاس تنگ و تاریک – چهل تا پنجاه محصل درس می خوانند .؟

2-       چرا در مدارس وسایل بازی به اندازه کافی نیست یا اصلا وسیله ای وجود ندارد – چرا مدیر مدرسه هرماه از پدر و مادرهایمان پول می خواهد ؟ کدام یک از جوابهای زیر درست است ؟

الف _ مدیر مدرسه بودجه را بالا کشیده ؟

ب – دبیر ورزش علاقه مند به کارش نیست ؟

ج – حیاط مدرسه کوچک است ؟

د – حکومت به فکر بچه مدرسه ای ها نیست ؟

ر- بودجه مملکت صرف خرید اسلحه و حوزه علمیه قم و سپاه و ... می شود  ؟

3- چرا در شهر تعداد کتابخانه ها کم است و اگر کتابخانه ای هم وجود دارد کتاب خوب کم دارد و بیشتر توضیح المسائل و مفاتیح یافت می شود ؟

4- چرا تعداد مساجد از بیمارستانها و کتابخانه ها بیشتر است ؟

5- چرا ورود به دانشگاهها گزینشی شده و معیار استعداد و توانایی ها نیست ؟

6- چرا همه مردم مثل هم زندگی نمی کنند ؟

7- چرا درآمد پدر آنقدر کم است که افراد خانواده نمی توانند ماهی یک بار میوه بخورند ؟

8- چرا در جامعه بیکاری وجود دارد ؟

9- چرا پلیس و نیروهای امنیتی به مردمی که در دانشگاه و خیابان فریاد می زنند « نان – کار – آزادی » حمله می کنند و آنها را مورد ضرب و شتم قرار می دهند ؟

10 -  آیا برخی از مردم تنها به این خاطر تظاهرات می کنند که یک رهبر برود و رهبر دیگری جایش را بگیرد ؟

11 - چه باید کرد که در جامعه – فقر-  بیکاری – و گرسنگی وجود نداشته باشد ؟

12 – راستی چرا آن پسر ریش دراز آن روز جلوی دانشکده حقوق به فعالین دانشجویی چپ فحش می داد ؟ چپ و کمونیست به چه کسانی می گویند ؟ کمونیسم یعنی چه ؟

13 – پدری می گفت : « آزادی به چه درد من می خورد ؟ » دموکراسی به چه درد من می خورد ؟ البته آزادی و دموکراسی خوب است . ولی من می خواهم شکم بچه هایم سیر بشود . من کار می خواهم . » راستی آزادی و دموکراسی خوب است یا اینکه شکم آدم سیر باشد ؟ یا اینکه هر دو تایش خوب است ؟

14- بچه ای از مادرش پرسید : « خدا کجاست ؟ » مادر از این سئوال بدش آمد . چرا مادر به بچه جواب درستی نداد ؟ چرا گفت : « خفه شو ! من چه می دانم ؟»

15- چرا بعضی ها از سئوال کردن بدشان می آید ؟

16- چرا کارگران اعتصاب می کنند ؟ چه می خواهند ؟ و .....

 

این روزها « لغت کمونیست و چپ » به خصوص در محوطه دانشگاه زیاد به گوشمان می خورد . راستی کمونیست به چه کسی می گویند ؟ و کمونیست ها چه می خواهند ؟ اگر از بدخواهان و دشمنان کمونیستها این سئوال را بپرسید به شما می گویند :

کمونیست یعنی خدا نیست !

یا می گویند  : کمونیست ها کافرند – آنها دشمن مردم هستند .

یا اینطور جواب می دهند : که کمونیست ها آدمهای بی ناموس و دروغ گویی هستند .

یا کمونیستها وطن و دین وایمان ندارند !

اما هیچ کدام از این جوابها و جوابهایی نظیر این درست نیست .

من هم در اینجا نمی توانم پاسخ دقیق و درستی به شما بدهم . اگر بخواهم جواب کاملی بدهم باید حداقل صد صفحه اینترنتی دیگر در این باره بنویسم .

من سعی می کنم در اینجا – علیرغم بضاعت کم خودم  در چند سطر پاسخ ساده ونسبتا درستی به سئوال شما بدهم البته این جواب خیلی ناقص است و کامل نیست.

کمونیستها می خواهند در جامعه فقر- بیکاری – بیسوادی – گرسنگی – بی عدالتی – مفتخوری – و زور گویی وجود نداشته باشد . آنها می گویند : کارگران کار می کنند – آنچه را که جزء ضروریات زندگی مردم است تولید می کنند – اما ارزش کار کارگر که تبدیل به پول می شود توی جیب سرمایه دار دولتی و خصوصی یعنی صاحب کارخانه می ریزد . ولی اگرحکومت دموکراتیک و مردمی وجود داشته باشد و  کارگر ها برای خود کار کنند و سرمایه دار وجود نداشته باشد –  فقر و ثروت هم باقی نمی ماند – چون ثروتها بین افراد جامعه عادلانه و برابر تقسیم می شود . کمونیستها می گویند : حکومت باید در دست مردم زحمتکش و کارگران باشد . چون که با کار اینهاست که دنیا آباد می شود و اینان هستند که با کار خود بیشترین سهم را در تکامل و رشد جامعه انسانی دارند .

کمونیستها می گویند برای پیشرفت جامعه و برای اینکه زندگی مردم بهتر شود – باید مملکت تا آخرین درجه -  صنعتی بشود . فایده صنعتی کردن کشور چیست ؟

فایده اش این است که : اگر ما بتوانیم آنچه را که مورد احتیاج مردم است خودمان تولید کنیم و چیز های مورد نیازمان را از خارج وارد نکنیم ( جنس ها ) با قیمت ارزان به دست مردم می رسد .

البته نکته مهمی را باید اشاره کنم : اگر کارگران ایران – تراکتور و ماشین آلات و وسایل الکتریکی مثل یخچال و آب میوه گیری و تلوزیون و چیز های قابل استفاده و ضروری تولید کنند – اجناس سرمایه داران کشورهای خارجی در اینجا به فروش نمی رسد و روزانه میلیونها تومان ضرر می کنند و بازار فروشی مثل ایران را که هر چه بخواهند و برای آنها سود بیشتری بیاورد – از بنزین و میوه دارو گوشت بگیر تا تا ساعت و هواپیما و تلوزیون و ... را از دست می دهند .

بنا بر این آنها سعی می کنند مملکت ما صنعتی نشود و اگر لازم باشد  پشت پرده  با  نظام سیاسی امروزی کنار هم می آیند تا مملکت ما صنعتی نشود . کشاورزی ما سنتی بماند ومکانیزه نشود . حکومت به دست جریانات دموکراتیک و مردمی علی الخصوص زحمتکشان نیفتاد . پس به هر شکل و قیمتی کمونیستهارا به بدترین شکل آنچنان که در دهه 60 و قبل از آن قتل عام کردند – از بین می برند و سرکوب می کنند . توسط نوکرانشان در داخل ایران – تبلیغات شدیدی علیه کمونیستها راه می اندازند تا ذهن کارگران و مردم زحمتکش و محروم را نسبت به کمونیستها بد بین کنند .

(ادامه دارد)


امضای دانشجویان دلیر کرد در حمایت از عابد ویاشار
جمعه 9 تیر ماه سال 1385

طبق اخبار رسیده از لیست حامیان دو دانشجوی دربند

حدود ۱۰۰ تن از دانشجویان کرد دانشگاههای تهران

نامه درخواست آزادی عابد توانچه و یاشار قاجار

راامضا کرده و اعلام کردند تا آزادی بی قید و شرط

این دو دانشجوی بازداشت شده از هیچ تلاشی فرو گذار

 نخواهند بود . 


سروده ای برای مردم
جمعه 9 تیر ماه سال 1385

خوشبختی بزک می کند

- با کلمات و صداها و رنگ ها

و پیش چشم گرسنه مردم شهر

- مدام -

می خرامد .

در شهر جاویی

- که -

همه چیز

« در گرو خوشبختی » است

مردمان شهر

شب ها

خواب خوشبختی می بینند

و روز ها

- با حسی از بی چارگی -

به تعبیر آن می روند

و همه چیز را

فراموش می کنند .


<<    1      2      3      4      5    >>
عناوین آخرین یادداشت ها

آبان 1385
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
آرشیو
موضوع بندی
تعداد بازدیدکنندگان : 49758



Powered by BlogSky.com