جامعه ما پر از بی عدالتی است . در جامعه ما فقر هست – ثروت هست . بیکاری و گرسنگی هست . آیا تا حالا از خود پرسیده اید که چرا در شهر ما این همه گدا وجود دارد یا « اصلا چرا باید عده ای از راه گدایی زندگی کنند ؟» در کوچه و خیابان کودکان و نوجوانان پرشماری – با چشمان از حدقه در آمده و اندام لاغر و فرتوت می بینیم که کیسه های از زباله و مواد دور ریختنی را حمل می کنند . کیسه هایی که همیشه چندین برابر وزن خودشان است . در شهر که قدم بزنیم و با دقت بیشتری به اطرافمان نگاه کنیم جوانهای معتادی را می بینیم که در گوشه و کنار افتاده اند . آیا تاکنون از خود پرسیده اید که چرا باید جوانها معتاد شوند ؟ بعضی ها می گویند : « اینها خودشان می خواهند که معتاد شوند » به نظر شما این جواب درست است ؟ چطور یک انسان خوشش می آید که توی گند و کثافت زندگی کند ؟!
می بینید که مردم یک محله در ساختمانهای چند طبقه و زیبا زندگی می کنند . کوچه های این محل آسفالت شده است – بیشتر مردم این محل اتومبیل دارند . بچه های این محل لباسهای خوب می پوشند و غذای خوب می خورند .- خوب تفریح می کنند و کار هم نمی کنند . اغلب صدای موزیکهای عجیب و غریب از توی خانه ها و ماشینهایشان می شنوید . محله دیگری را می بینید که مردم آن توی خانه های زشت و بد ترکیب زندگی می کنند . خانه هایشان بیشتر مخروبه است و بعضی جاها حتی و آب و برق هم ندارند . کوچه های این محل پر از کثافت است – مردم این محل صبح و تا شب کار می کنند ( بهتر بگویم جان می کنند ) اما باز زندگی اشان بهتر نمی شود . دراین محله روزی نیست که دعوایی نشود .بچه ها تو خاک و خل بازی می کنند . آیا تا حالا از خود پرسیده اید که چرا عده ای از مردم همه چیز داشته باشند و عده ای مثل حیوان زندگی بکنند و هیچ چیز نداشته باشند ؟ به نظر شما – آنهایی که می گویند خدا می خواهد که عده ای خوب زندگی بکنند و یک عده از همه چیز محروم باشند درست می گویند ؟ به عقیده شما این درست است که می گویند بعضی از آدمها ذاتا خوبند و بعضی ها ذاتا بدند ؟
آیا این درست است که برخی از آدمها چون توانایی حل مشکلات و معضلات روزمره خودشان را ندارند – همه آن مشکلات را منتصب به خدا می کنند و یا حل آنها را به خدا وا می گذارند ؟ در جامعه ما آدمهایی هستند که خودشان کار نمی کنند و از دسترنج دیگران زندگی می کنند . در واقع مفتخورند – مثل کارخانه دارها که به آنها سرمایه دار و کارفرما هم می گویند – مثل حاجی بازاری ها که شکمهای بزرگی دارند و دائم تو مسجد و بازار پلاسند . آیا کار نکردن و مفتخوری درست است ؟ اصلا چرا باید در جامعه عده ای باشند که کار نکنند و از حاصل زحمت دیگران استفاده بکنند ؟
کافی است که توی کوچه و خیابان – بازار و خانه و مدرسه- هر کجا که می روید – با دقت به پیرامون خود نگاه کنیم – کافی است که درباره چیزهایی که می شنوید یا می بینید فکر کنید و از خود بپرسید : « چرا اینطور است ؟» یا چرا باید اینجور باشد ؟ و ... بله – کافی است درباره آنچه که می بینیم و می شنویم فکر کنیم . می بینیم که برایمان صدها سئوال پیش می آید . مثلا :
1- چرا در شهر آنقدر مدرسه ای دولتی کم است که بچه ها مجبورند نصف روز درس بخوانند و چرا در یک کلاس تنگ و تاریک – چهل تا پنجاه محصل درس می خوانند .؟
2- چرا در مدارس وسایل بازی به اندازه کافی نیست یا اصلا وسیله ای وجود ندارد – چرا مدیر مدرسه هرماه از پدر و مادرهایمان پول می خواهد ؟ کدام یک از جوابهای زیر درست است ؟
الف _ مدیر مدرسه بودجه را بالا کشیده ؟
ب – دبیر ورزش علاقه مند به کارش نیست ؟
ج – حیاط مدرسه کوچک است ؟
د – حکومت به فکر بچه مدرسه ای ها نیست ؟
ر- بودجه مملکت صرف خرید اسلحه و حوزه علمیه قم و سپاه و ... می شود ؟
3- چرا در شهر تعداد کتابخانه ها کم است و اگر کتابخانه ای هم وجود دارد کتاب خوب کم دارد و بیشتر توضیح المسائل و مفاتیح یافت می شود ؟
4- چرا تعداد مساجد از بیمارستانها و کتابخانه ها بیشتر است ؟
5- چرا ورود به دانشگاهها گزینشی شده و معیار استعداد و توانایی ها نیست ؟
6- چرا همه مردم مثل هم زندگی نمی کنند ؟
7- چرا درآمد پدر آنقدر کم است که افراد خانواده نمی توانند ماهی یک بار میوه بخورند ؟
8- چرا در جامعه بیکاری وجود دارد ؟
9- چرا پلیس و نیروهای امنیتی به مردمی که در دانشگاه و خیابان فریاد می زنند « نان – کار – آزادی » حمله می کنند و آنها را مورد ضرب و شتم قرار می دهند ؟
10 - آیا برخی از مردم تنها به این خاطر تظاهرات می کنند که یک رهبر برود و رهبر دیگری جایش را بگیرد ؟
11 - چه باید کرد که در جامعه – فقر- بیکاری – و گرسنگی وجود نداشته باشد ؟
12 – راستی چرا آن پسر ریش دراز آن روز جلوی دانشکده حقوق به فعالین دانشجویی چپ فحش می داد ؟ چپ و کمونیست به چه کسانی می گویند ؟ کمونیسم یعنی چه ؟
13 – پدری می گفت : « آزادی به چه درد من می خورد ؟ » دموکراسی به چه درد من می خورد ؟ البته آزادی و دموکراسی خوب است . ولی من می خواهم شکم بچه هایم سیر بشود . من کار می خواهم . » راستی آزادی و دموکراسی خوب است یا اینکه شکم آدم سیر باشد ؟ یا اینکه هر دو تایش خوب است ؟
14- بچه ای از مادرش پرسید : « خدا کجاست ؟ » مادر از این سئوال بدش آمد . چرا مادر به بچه جواب درستی نداد ؟ چرا گفت : « خفه شو ! من چه می دانم ؟»
15- چرا بعضی ها از سئوال کردن بدشان می آید ؟
16- چرا کارگران اعتصاب می کنند ؟ چه می خواهند ؟ و .....
این روزها « لغت کمونیست و چپ » به خصوص در محوطه دانشگاه زیاد به گوشمان می خورد . راستی کمونیست به چه کسی می گویند ؟ و کمونیست ها چه می خواهند ؟ اگر از بدخواهان و دشمنان کمونیستها این سئوال را بپرسید به شما می گویند :
کمونیست یعنی خدا نیست !
یا می گویند : کمونیست ها کافرند – آنها دشمن مردم هستند .
یا اینطور جواب می دهند : که کمونیست ها آدمهای بی ناموس و دروغ گویی هستند .
یا کمونیستها وطن و دین وایمان ندارند !
اما هیچ کدام از این جوابها و جوابهایی نظیر این درست نیست .
من هم در اینجا نمی توانم پاسخ دقیق و درستی به شما بدهم . اگر بخواهم جواب کاملی بدهم باید حداقل صد صفحه اینترنتی دیگر در این باره بنویسم .
من سعی می کنم در اینجا – علیرغم بضاعت کم خودم در چند سطر پاسخ ساده ونسبتا درستی به سئوال شما بدهم البته این جواب خیلی ناقص است و کامل نیست.
کمونیستها می خواهند در جامعه فقر- بیکاری – بیسوادی – گرسنگی – بی عدالتی – مفتخوری – و زور گویی وجود نداشته باشد . آنها می گویند : کارگران کار می کنند – آنچه را که جزء ضروریات زندگی مردم است تولید می کنند – اما ارزش کار کارگر که تبدیل به پول می شود توی جیب سرمایه دار دولتی و خصوصی یعنی صاحب کارخانه می ریزد . ولی اگرحکومت دموکراتیک و مردمی وجود داشته باشد و کارگر ها برای خود کار کنند و سرمایه دار وجود نداشته باشد – فقر و ثروت هم باقی نمی ماند – چون ثروتها بین افراد جامعه عادلانه و برابر تقسیم می شود . کمونیستها می گویند : حکومت باید در دست مردم زحمتکش و کارگران باشد . چون که با کار اینهاست که دنیا آباد می شود و اینان هستند که با کار خود بیشترین سهم را در تکامل و رشد جامعه انسانی دارند .
کمونیستها می گویند برای پیشرفت جامعه و برای اینکه زندگی مردم بهتر شود – باید مملکت تا آخرین درجه - صنعتی بشود . فایده صنعتی کردن کشور چیست ؟
فایده اش این است که : اگر ما بتوانیم آنچه را که مورد احتیاج مردم است خودمان تولید کنیم و چیز های مورد نیازمان را از خارج وارد نکنیم ( جنس ها ) با قیمت ارزان به دست مردم می رسد .
البته نکته مهمی را باید اشاره کنم : اگر کارگران ایران – تراکتور و ماشین آلات و وسایل الکتریکی مثل یخچال و آب میوه گیری و تلوزیون و چیز های قابل استفاده و ضروری تولید کنند – اجناس سرمایه داران کشورهای خارجی در اینجا به فروش نمی رسد و روزانه میلیونها تومان ضرر می کنند و بازار فروشی مثل ایران را که هر چه بخواهند و برای آنها سود بیشتری بیاورد – از بنزین و میوه دارو گوشت بگیر تا تا ساعت و هواپیما و تلوزیون و ... را از دست می دهند .
بنا بر این آنها سعی می کنند مملکت ما صنعتی نشود و اگر لازم باشد پشت پرده با نظام سیاسی امروزی کنار هم می آیند تا مملکت ما صنعتی نشود . کشاورزی ما سنتی بماند ومکانیزه نشود . حکومت به دست جریانات دموکراتیک و مردمی علی الخصوص زحمتکشان نیفتاد . پس به هر شکل و قیمتی کمونیستهارا به بدترین شکل آنچنان که در دهه 60 و قبل از آن قتل عام کردند – از بین می برند و سرکوب می کنند . توسط نوکرانشان در داخل ایران – تبلیغات شدیدی علیه کمونیستها راه می اندازند تا ذهن کارگران و مردم زحمتکش و محروم را نسبت به کمونیستها بد بین کنند .
(ادامه دارد) |